تبلیغات
پول و ارز و بانكداری - مروری بر نظریات كینز
پول و ارز و بانكداری

جستجو

قشم آنلاین

آرشیو

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

آخرین پست ها

blogers

مروری بر نظریات كینز

‌‌(به درخواست بازدید كننده محترمی كه درباره كینز مطلب خواسته بودند)

 

نظریه اشتغال كلاسیك بر دو اصل اساسی بنا گردیده است:

1- فرد با محصول نهایی كار مساوی است. بدین معنی كه مزد كسی كه به كار گمارده شده برابر است با ارزشی كه از دست برود، هر لحظه كه یك واحد اشتغال كاهش یابد.

2- وقتی كه حجم معینی كار مورد استفاده قرار گرفته، فایده مزد مساویست با عدم فایده نهایی آن مقدار اشتغال.

نظریه مرسوم و قدیمی كلاسیك پشتیبان این فكر است كه مزد حقیقی را قراردادهای جمع مزد منعقده میان صاحبكاران اقتصادی و كارگران معین می‌كند.

 

متن كامل را از ادامه مطلب بخوانید ...

نظریه اشتغال كلاسیك بر دو اصل اساسی بنا گردیده است:

1- فرد با محصول نهایی كار مساوی است. بدین معنی كه مزد كسی كه به كار گمارده شده برابر است با ارزشی كه از دست برود، هر لحظه كه یك واحد اشتغال كاهش یابد.

2- وقتی كه حجم معینی كار مورد استفاده قرار گرفته، فایده مزد مساویست با عدم فایده نهایی آن مقدار اشتغال.

نظریه مرسوم و قدیمی كلاسیك پشتیبان این فكر است كه مزد حقیقی را قراردادهای جمع مزد منعقده میان صاحبكاران اقتصادی و كارگران معین می‌كند.

پیش‌بینی به مثابه عامل تعیین كننده تولید و اشتغال

صاحبكار اقتصادی مجبور است درباره مبلغی كه مصرف كنندگان برای میزانی كه پس از گذشت دوره زمانی احتمالاً آماده عرضه خواهد بود حاضرند بپردازند بهترین پیش‌بینی ممكن را به عمل آورد.

پیش‌بینی‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند:

1- پیش‌بینی‌های نوع اول2- پیش‌بینی‌های نوع دوم

پیش‌بینی‌های نوع اول به قیمتی متربوط است كه سازنده موقعی كه خود جریان تولید را آغاز می‌كند می‌تواند برای محصول تمام شده بدست آورد.

پیش‌بینی‌های نوع دوم درباره درآمدهای صاحبكار اقتصادی است كه اگر محصول تمام شده را به عنوان اضافه‌ای بر تجهیزات سرمایه‌ای خود بخرد امیدوار است به شكل عواید آینده بدست آورد.

پیش‌بینی نوع اول= پیش‌بینی كوتاه مدت

پیش‌بینی نوع دوم= پیش‌بینی دراز مدت

از نظر كینز

سرمایه‌گذاری+مصرف = درآمد و از طرفی مصرف- درآمد = پس‌انداز

پس Ü سرمایه‌گذاری = پس‌انداز

تعریف درآمد از نظر كینز

فرض می‌كنیم صاحب كار اقتصادی محصولات تمام شده را به مصرف كنندگان یا به دیگر صاحبكاران اقتصادی به مبلغ معینی كه به A سایش می‌دهیم می‌فروشد و مبلغ A1 را برای خرید محصولات تمام شده از دیگر صاحبكاران اقتصادی خرج می‌كند و در پایان دوره دارای كالای سرمایه‌ای به ارزش G می‌گردد.

اگر این شخص تجهیزات خود را برای تولید محصول مورد استفاده قرار ندهد باید مبلغ B¢ را برای نگهداری و بهبود آن خرج كند و هرگاه این مبلغ را خرج كند ارزش تجهیزات در پایان دوره ¢ G می‌شود یعنی G¢-B¢ حداكثر ارزش خالصی است كه هرگاه تجهیزات برای تولید A مورد استفاده قرار نمی‌گرفت ممكن بود از دوره پیشین باقی بماند و G-A1 مقداری است كه بابت تولید A فدا گردیده است.

(G¢-B¢) – (G-A)=U

U را هزینه استعمال A می‌نامیم. مبلغ پرداختی صاحبكار اقتصادی به دیگر عوامل تولید در مقابل خدمات آنها را هزینه عامل می‌گوییم و به F نشان می‌دهیم. مجموع هزینه عامل F و هزینه استعمال U را هزینه اولیه تولید A نام می‌گذاریم.

در این صورت درآمد صاحبكار اقتصادی را می‌توانیم مازاد ارزش محصول تمام شده كه ظرف دوره موردنظر به فروش رفته است بر هزینه اولیه تعریف بكنیم.

بنابراین چون درآمد بقیه جامعه مساوی با هزینه عامل صاحبكار اقتصادی است درآمد كل برابر با A-U می‌شود.

تابع تقاضای كل هر سطح معلوم اشتغال را به عوایدی مربوط می‌سازد كه از این سطح اشتغال حاصل می‌شود و عواید از جمع دو مقدار تشكیل شده: 1- مبلغی كه برای مصرف خرج می‌شود هنگامی كه اشتغال در سطح معینی است. 2- مبلغی كه به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌یاد.

میزانی كه جامعه برای مصرف خرج می‌كند قسمتی به میزان درآمد جامعه، قسمتی به مقتضیات عینی وابسته بدان و قسمتی به نیازمندیهای ذهنی و تمایلات و عادات روانی افراد جامعه بستگی دارد. عوامل عینی عبارتند از: 1- تغییر در واحد مزد 2- تغییر در تفاوت میان درامد و درآمد خالص 3- تغییرات غیر مترقبه در ارزش‌های سرمایه‌ای كه در محاسبه درآمد خالص نیامده است. 4- تغییرات نرخ تنزیل زمان 5- تغییرات در سیاست مالیاتی 6- تغییرات در پیش‌بینی‌های نسبت میان سطح كنونی و آیند درآمد.

هشت انگیزه ذهنی وجود دارد كه افراد را به خودداری از خرج درآمدهای خود می‌كشاند كه عبارتند از: احتیاط، پیش‌بینی، محاسبه، بهبودی، استقلال، ابتكار در كسب و كار، غرور و 

اگر DCw را افزایش در مصرف DIW را افزایش در سرمایه‌گذاری فرض كنیم DYw=DCw+DIw و DYw=k.DIw كه در آن k ضریب افزایش سرمایه‌گذاری و  مساوی میل نهایی به مصرف می‌باشد و اگر افزایش سرمایه‌گذاری DIw به افزایش اشتغال اولیه DN2 منجر شود افزایش اشتغال كل DN=K¢.DN2 خواهد بود و دلیلی در دست نیست كه K و C.K¢ مساوی فرض شود. وقتی كسی سرمایه‌گذاری یا كالای سرمایه‌ای می‌×رد یك سلسله عواید آینده‌ای را خریداری می‌كند كه انتظار دارد از فروش محصول آن پس از وضع مخارج جاری تحصیل آن در طول عمر دارایی مذبور بدست آورد كه این عواید را بازده آینده سرمایه‌گذاری می نامیم.

كارایی نهایی سرمایه برابر با نرخ تنزیلی است كه ارزش حال یك سلسله اقساط سالانه متشكله از بازده‌های مورد انتظار این كالای سرمایه ای را در سراسر مدت موجودیت خود مساوی با قیمت عرضه آن باشد.

در نوع خطر احتمالی روی حجم سرمایه‌گذاری تأثیر دارد: 1- خطر احتمالی صاحبكار اقتصادی  یا وام گیرنده 2- خطر احتمالی وام دهنده و خطر وقوع سوم تغییر زیان‌آور و احتمالی در ارزش پایه پول می‌باشد.

ملاحظاتی كه مبنای پیش‌بینی بازده‌های آینده است یك قسمت واقعیات موجودی است و قسمتی دیگر حوادث آتی است كه در میان نوع دوم تغییراتی آتی در نوع و مقدار ذخیره دارایی‌های سرمایه‌ای را می‌توان ذكر كرد كه این انتظار را وضع پیش‌بینی درازمدت می‌نامیم.

نرخ بهره عامل تعادلی است كه میان تقاضای پس‌انداز به شكل سرمایه‌گذاری جدید به نرخ بهره معلوم از یك سو و عرضه پس‌انداز به همان نرخ بهره كه از میل روانی پس‌انداز جامعه نتیجه می‌شود از سوی دیگر تساوی برقرار می‌كند. تحقق كامل رجحان‌های زمانی و روانی یك مزد نیاز به دو گروه تصمیم متمایز دارد: 1- میل به مصرف 2- رجحان نقدینه

رجحان نقدینه منحنی مقدار منابع بر حسب پول یا واحدهای مزد است كه انسان میل دارد در مجموعه‌های مختلف اوضاع و احوال به شكل پول نگه دارد و نرخ بهره پاداش انصراف از نقدینه برای دوره مشخص است. سه قسم رجحان نقدینه عبارتند از: 1- انگیزه معاملات 2- انگیزه دوراندیشی و احتیاط 3- انگیزه سفته بازی

انگیزه‌های روانی و كسبی نقدینه پول

سپرده‌های افراد به سه بخش سپرده‌های درآمدی، سپرده‌های كسبی و سپرده‌های پس‌انداز تقسیم می‌شود و البته این تقسیم یك تقسیم ذهنی است و در واقعیت به این صورت نمی‌باشد.

انگیزه درآمدی: یكی از دلایل نگهداری پول نقد پر كردن فاصله زمانی میان وصول درآمد و خرج آن است.

انگیزه كسب: پول نقد برای ایجاد ارتباط میان زمان‌ةای پیشامد هزینه‌های كسبی و وصول عواید حاصله از فروش نگهداری می‌شود.

انگیزه احتیاط: نگهداری پول به قصد مواجهه با تصادفاتی كه مستلزم مخارج ناگهانی است و به خاطر فرصت‌های پیش‌بینی نشده خریدارهای با صرفه استفاده می‌شود.

انگیزه سفته بازی: نگهداری پول نقد به منظور استفاده و كسب سود در مواقعی كه نرخ بهره تغییر می‌كند یا اختلافاتی در شرایط اقتصادی به وجود می‌آید.

ملاحظات گوناگون درباره ماهیت سرمایه

اگر پس‌انداز انفرادی به منظور سرمایه‌گذاری برای مصرف آینده باشد می‌تواند تأثیر مثبتی داشته باشد اما اگر پس‌انداز فقط به منظور مصرف نكردن كالای امروزی باشد می‌تواند بر روی اشتغال تأثیر بگذارد و چون انتظار مصرف یگانه علت وجودی اشتغال است پس هرگاه شرایط دیگر ثابت بماند كاهش میل به مصرف به اشتغال اثر تنزل دهنده دارد.

به جای آنكه سرمایه را عنصری مولد پنداریم بسی بهتر است كه آن را عاملی بدانیم كه در دوره حیات خود درآمدی فزون‌تر از هزینه‌ اولیه‌اش بدست می‌دهد.

باید گفت كه اگر نرخ بهره صفر باشد میان زمان‌های متوسط ساخت و مصرف هر كالای معین فاصله مطلوبی وجود دارد كه هزینه كار در این مدت به حداقل می‌رسد.

سرمایه باید در درازمدت به قدر كفایت نگاهداشته شود تا كارایی نهایی آن حداقل برابر با نرخ بهره در دوره عمر سرمایه گردد. این نرخ بهره شرایط روانی و نهادی تعین می‌كند.

خواص اساسی بهره و پول

به نظر می‌رسد كه نرخ بهره پول نقش ویژه در محدود كردن سطح اشتغال ایفا می‌نماید. زیرا پایه‌ای را می‌گذارد كه كارایی نهایی دارای سرمایه‌ای باید بدان برسد. چنانچه این دارائی لازم باشد از نو تولید شود.

باید توجه كرد كه نرخ پولی بهره فقط درصد زیادی مبلغ معینی پول است كه تعهد تحویل به وعده مثلاً یكسال بعد آن شده باشد و می‌توانیم قیمت فوری یا نقد مبلغی بنامیم.

خصوصیات نرخ بهره: نخست آنكه پول بهره تحت تأثیر انگیزه نقدینه در برار تغییر مقدار پو به اشكال دیگر ثروت كه بر حسب پول اندازه‌گیری شده‌اند می‌تواند كمابیش غیر حساس باشد و دیگر آنكه كشش‌های تولید و جانشینی پول صفر است.

دلایل عدم كاهش نرخ بهره پولی

الف) ابتدا لازم است به اكنش‌های كاهش واحد مزد بر كارایی نهایی دارائی‌ةای دیگر بر حسب پول توجه شود، زیرا تفاوت میان این‌ها و نرخ پولی بهره مورد علاقه می‌باشد. هرگاه اثر تنزیل واحد مزد موجب پیش‌بینی ترقی بعدی گردد نتیجه به تمام احتمال مساعد خواهد بود و بر عكس، اگر این تنزیل سبب پیش‌بینی كاهش شود اثر حاصله روی كارائی نهایی سرمایه می‌تواند نزول نرخ بهره را پایاپای سازد.

ب) دیگر دلیل كه از اهمیت بیشتری برخوردار است خصوصیت پول كه رجحان نقدینه را ارضا می‌كند می‌باشد. در بعضی اوضاع و احوال كه غالباً‌ اتفاق می‌افتد به علت این خصوصیت نرخ بهره به ویژه پایین‌تر از رقم معین حتی در برابر افزایش قابل ملاحظه مقدار پول نیست به اشكال دیگر ثروت غیر حساس می‌شود. به عبارت دیگر كاهشی كه بازده پول از نقدینگی بر اثر ازدیاد مقدار پول ایجاد می‌كند نسبت به میدان بازده سایر انواع دارائی‌ها به هنگام افزایش نسبی مقدار آن‌ها بسیار كمتر می‌باشد.

نظریه بیگاری استاد پیگو

استاد پیگو در كتاب خود به نام نظریه بیگاری، حجم اشتغال را تابع دو عامل اساسی می‌سازد:

یكی نرخ‌های واقعی مزد كه كارگران به عنوان شرط قرارداد تقاضا می‌كنند، و دیگر شكل تابع تقاضای حقیقی كار. این واقعیت كه طبقه كارگر در واقع به جای میزان حقیقی مزد بر پایه مزد پولی پیمان می‌بندد از نظر دور نمانده است! اما در حقیقت چنین فرض شده است كه نرخ پولی مزدهای واقعی تقسیم بر قیمت كالاهای مصرفی كارگر برای اندازه‌گیری مزیان واقعی مورد تقاضا بكار می‌آید.

استاد پیگو صنایع را به دو نوع تقسیم می‌كند. صنایعی كه در ساخت كالای مصرفی كارگر در داخل كار می كند و با اقدام به صدور و فروش موجب تقاضای كالای مصرفی كارگر از خارج می‌شوند و صنایع دیگر، كه به جاست به ترتیب صنایع كالای مصرفی كارگر و صنایع كالای غیر مصرفی كارگر.

استاد پیگو نتیجه می‌گیرد كه بیكاری اصولاً ناشی از سیاست مزدی است كه در انطباق خود با تغییرات تابع تقاضا حقیقی كار به قرت كفایت توفیق نمی‌یابد. به اعتقاد استاد پیگو در درازمدت ممكن است بیكاری به وسیله انطباقات مزد درمان پذیرد.

یادداشت‌های پایان سخن درباره فلسفه اجتماعی كه نظریه عمومی می‌تواند ما را به سوی آن سوق دهد

عععیوب برجسته جامعه اقتصادی كه در آن زندگی می‌كنیم عبارت از ناكامی وی در تأمین اشتغال كامل و توزیع دلبخواه و غیر عادلانه ثروت و درآمدهاست. رابطه نظریه پیش گفته با عیب نخست هویداست. اما دو خصوصیت مهم نیز وجود دارد كه به عیب دوم مربوط می‌شود.

از پایان قرن نوزدهم ترقی مهمی در جهت رفع نابرابری‌های بسیار زیاد ثروت و درآمد به وسیله ابزار مستقیم مالیات بندی- مالیات بر درآمد و اضافه مالیات و مالیات بر ارث- به ویژه در بریتانیای كبیر انجام گرفته است. مردم بسیاری خواهان آنند كه در این جهت اقدامات بیشتری بعمل آید اما چشمشان از دو نوع ملاحظه ترسده است: یك قسمت از ترس آن كه گریزهای ماهرانه را زیاد مورد توجه و مقرون به صرفه می‌سازد و نیز انگیزه برای قبول خطر را به حد افراط كم می كند اما به ویژه به نظر ما بر اثر این اعتقاد كه رشد سرمایه به نیروی انگیزه پس انداز انفرادی بستگی دارد و ما برای قسمت زیادی از این رشد به پس‌اندازهای ثروتمندان كه از مازاد برا تیاج آنان بدست می‌آید، وابسته‌آیم. استدلال ما برن وع نخست این ملاحظات تأثیر نداد اما می‌تواند به نحوی قابل ملاحظه طرز تلقی ما را نسبت به دومی تغییر دهد زیرا ما دیده‌ایم كه رشد سرمایه، پیش از آن كه نقطه اشتغال كامل فرا برسد، به هیچ وجه به میل به تصرف ضعیف بستگی ندارد، بلكه بر عكس، این عامل جلوی آن را می‌گیرد، و فقط در شرایط اشتغال كامل میل به مصرفی ضعیف به رشد سرمایه منتهی می‌گردد. بعلاوه، تجربه چنین عنوان می‌كند كه در شرایط موجود پس‌انداز مؤسسات و پس‌انداز مربوط به وجوه استقراضی بیش از حد كفایت است و اقدامات برای توزیع مجدد درآمدها در طریقی كه احتمالاً میل به مصرف را بالا ببرد، ممكن است اثباتاً مساعد به حال رشد سرمایه بشود.

ابهام موجود در ذهن مردم نسبت به این موضوع را با این عقیده بسیار رایج كه مالیات بر ارث موجب تقلیل در ثروت سرمایه‌ای كشور است می‌توان بخوبی مجسم ساخت. به فرض آن كه دولت عواید این مالیات را به مخارج عادی خود تخصیص بدهد به نحوی كه مالیات‌های بر درآمد و مصرف متناظراً كاهش یابد یا مأخوذ نگردد، البته درست است كه یك سیاست مالیاتی مالیات سنگین بر ارث اثر افزایش میل به مصرف جامعه را خواهد داشت اما از آن جا كه ازدیاد میل به مصرف عادی، بطور كلی (یعنی جز در شرایط اشتغال كامل) در عین حال به ازدیداد انگیزه سرمایه‌گذاری كمك می‌كند، نتیجه‌ای كه معمولاً گرفته می‌شود درست مخالف با حقیقت است.

بدین ترتیب استدلال ما به این نتیجه‌گیری می‌انجامد كه در شرایط كنونی، رشد ثروت، چنان كه معمولاً تصور می‌شود، به هیچ وجه وابسته به امساك ثروتمندان نیست و بیشتر محتمل است كه بر اثر آن به مانع برخورد كند بنابراین یكی از توجیهات مهم اجتماعی كه برای نابرابری زیاد ثروت می‌شود از میان رفته است. ما نمی‌گوییم كه دلایل دیگری ، نامتأثر از ظریه ما و قادر به توجیه اندازه‌آی از نابرابری در بعضی مقتضیات وجود ندارد. اما مسلماً مهمترین دلیل ما را دائر بر این كه چرا تاكنون حركت محتاطانه را مقرون به صلاح اندیشیده‌ایم، نفی می‌كند. این امر مخصوصاً بر طرز تلقی ما نسبت به مالیات بر ارث تأثیر می‌گذارد زیرا بعضی توجیهات بر له عدم تساوی درآمدها وجود دارد كه به همان نسبت درباره عدم تساوی میراث‌ها بكار نمی‌رود.

ما به سهم خود، اعتقاد داریم كه توجیه اجتماعی و روانی برای عدم مساواتهای قابل توجه درآمدها و ثروت موجود است، ولی چنین توجیهی برای چنان نابرابریهایی زیاد كه امروز وجود دارد، یافت نمی‌شود. فعالیت‌های انسانی ارزنده‌ای وجود دارد كه برای بازدهی كامل به انگیزه پول درآوردن به محیط مالكیت خصوصی ثروت نیازمند است. بعلاوه تمایلات خطرناك انسانی می‌تواند به مجرای نسبتاً بی‌ضرر به ویله وجود موقعیت‌های پول درآوردن و ثروت خصوصی هدایت گردد و اگر در این راه ارضا نشود می‌تواند به صورت قساوت، تعاقب بی‌پروای قدرت و اقتدار شخصی و دیگر اشكال خود بزرگ سازی سربر زند. بهتر است كه انسان ستم بر حساب موازنه بانك خود بكند تا درباره همشهریان، و در حالی كه تعقیب مجرای اول گاهی به منزله وسیله میل به دومین محكوم شده است، دست كم گاه شق دیگری بشمار آید. اما برای تحریك این فعالیت‌ها و ارضاء این تمایلات ضروری نیست كه بازی روی داوهای زیاد، چنان كه در حال حاضر صورت می‌گیرد، انجام شود. داوهای خیلی پایین‌تر نیز ، همین كه بازیكنان بدان‌ها خو بگیرند به درد هدف می‌خورد، عمل استحاله طبیعت انسانی نباید با عمل راهنمایی و اداره آن اشتباه شود. گرچه اشخاص در مدینه فاضله ممكن است چنان آموخته یا الهام گرفته و یا بارآمده باشند كه به داوها دلبستگی و اعتنا نداشته باشند، باز هم مادام كه آدم متوسط یا حتی یكی قسمت مهم جامعه در واقع قویاً به عشق و شور پول در آوردن خو گرفته است، ممكن است سیاست محتاط و عاقلانه این باشد كه اجازه بدهند بازی، باقیه قواعد و محدودیت‌هائی انجام گیرد.

 
 

درباره وبلاگ

نظرسنجی

  • ارزیابی شما درباره وبلاگم چگونه است ؟






← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

Today script --> Weather script --> Owghat script --> News script -->